تبليغاتX
تک پر

تک پر

به خاطرنازنین...

گوش کن...

من ازتبار خستگی بی خبر ازدل بستکی عاشقم

شعر شدم قلم شدی عشق شدم غم شد ی

تو کوچه های در به دری سر گردون شدم عین مجنون

نه مجنون ونه فرهاد هیچ کدومشون اندازه من دردعشق نکشیدن

من هم عین اوونا شاید درد عشق نکشیدم

ثانیه ها برام اندازه یک سال می گذره

شاید ببینمت باز توی خواب و رویا

وای که چه دلم تنگ وای که دارم دق می کنم

وای که شدم دیوونه کارم شده اشک ریختن...

وای که دلم واسه دل خودم می سوزه...

اسمتم که میاد بغضم می گیره نازنینم...

انقدرکه اشک می ریزم سوی چشمام کم شده

همچنان منتظرم منتظره اینکه باز ارومم کنی

 منتظرم که سرم روو شوونه هات بزارم گریه کنم

کاش ببخشی تو خطاهام دوباره

ای خدای مهربون دلم گرفته اخه اشکام ببین دلم گرفته ..

من تو رو فقط ازخدا می خوام

بدون توزندگی یعنی مرگ یعنی پایان زندگی من...

التماست می کنم  فقط برگرد نازنینم

هرچی بگی همون می شم...

اگه عاشقی گناه است من غرق گناهم

 

 

+نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت15:1توسط مصطفی | |

 

ازتودل گیرم ازعاشقی سیرم

تورو قدخدا میخواستم اما چراتنهام گذاشتی بایه دعوا

من که دل داده بودم به دل تویعنی دروغ بود تمام حرفات

می ترسیدم بری گذاشتی رفتی منو گذاشتی توی غم وسختی

چه جور دلت اوومد منوسوزوندی حتی یه حرف راست به من نگفتی

ازتودل گیرم ازعاشقی سیرم درست بی تومیمیرم ولی این دفعه می رم

تموم لحظه هام بیهوده به سرشد فقط به پای بی کسی هدرشد

چه اشتباهی کرده بود دل من یه کاری کردی قلبم دربه درشد

می ترسیدم بری گذاشتی رفتی منو گذاشتی توی غم وسختی...

حتی یه حرف راست به من نگفتی

ازتودل گیرم ازعاشقی سیرم درست بی تومیمیرم ولی این دفعه می رم...

درست بی تو میمیرم ولی این دفعه می رم...

کاش میدونستی تا حد مرگ وحتی فراتر ازمرگ دوستت دارم نازنینم

 

+نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت19:34توسط مصطفی | |

گر مستی چشمان سیاه تو گناه است من طالب ان مستی و خواهان گناهم...

نمیدونم که میدونه من چه قدر دوسش دارم

یاد روزهای اول اشنایی بخیرچه قدربه هم می گفتیم دوست دارم

کاش روزهایی برسه عین همون موقعه ها به من بگه دوست دارم

کاش میدونست که چشمای خیسم منتظرش هلاک یه نگاهش

دوست دارم دوباره متولد بشوم دراغوش توودراغوش تودراخرجان بدهم...

اگه بمیرم هم اوون دنیا بازم منتظرت هستم منتظرهستم که اوون دنیاهم بازبه تو برسم

اره منتظرتم...

 

 

+نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت12:28توسط مصطفی | |

بلبل ز هوای گل به گرد است

 

مجنون ز فراق تو به درد است

ای شمع نهان خانه جان

 

پروانه خویش را مرنجان

 نازنينم باورم آن است كه آن رشته ي عهد ميثاقي كه با اشك و آه به هم پيوست به ابديت مي پيوندد و در ماوراي زمان به هم گره مي خورد...

 نازنين من، من تو را دوست مي دارم چه مرا لايق بداني چه نداني

نازنين عزيزم بدان كه در دنيا براي من يكي هستي و كسي نمي تواند جاي تو را در قلب كوچكم بگيرد.

نازنين ترينم من با تو به تمام خواسته ها، روياها و آرزوهاي خود مي رسم.

نازنين من، اي يكي يكدانه ي گلدان زندگي من بعد از خدا قبله ي حاجات من به روي توست و بعد از خدا تنها تو را مي پرستم.

+نوشته شده در جمعه نهم اسفند 1387ساعت1:17توسط مصطفی | |

بیا دنیا بسازیم...    نه با دنیا بسازیم...   بیا با هم بمانیم...   نه دورازهم بخوانیم...

دارم از چشات می خونم...

چه تلسمی داره چشمات که وقتی به چشام نگاه می کنی

 چشمای من کم میاره اشک تو چشام جاری می شه...فدات بشم فدات بشم اسمتم وقتی میادبغضم می گیره...دوست دارم سرم و رو شونه هات بزارم تامی تونم گریه کنم...

جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه...وقتی تونیستی چه کنم بااین دل بهونه گیرمگه

نگفتم چشماتواز چشم من هیچ وقت نگیر...

تنها دلیله زندگی بایه غمی دوست دارم...

 

+نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت22:47توسط مصطفی | |


 اشک هایم را ببین سرد است و بی جان نازنین  باختم خود را به چشمان تو آسان نازنین

دوستت دارم" نمی گردم پشیمان نازنین          می تپد قلبم، ولی زخمی و بی جان نازنین

کاش بودی تا ببینی در هجوم بی کسی            باز می خوانم تو را با چشم گریان نازنین

+نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت12:18توسط مصطفی | |

خدایا یه کاری کن به عشقم برسم خدایا الان هرجایی که هست یه کاری کن به یادش بیفتم خدایا تو از خودشم بیشترمیدونی که چه قدردوسش دارم خدایا اون تکیه گاهه من پس نذار تکیه گاهم خراب بشه خدایامن اونوبه خاطره خودش می خوام به خاطره وجودش تو که از همه بهترمیدونی ای خدااااااااااااااا ای خدایی که عشق را افریدی ای خدای من کاری کن نذارمخلوقت غم دوری یاررابکشه ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااا...

+نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت2:15توسط مصطفی | |

عشق يعني با تو خواندن از جنون *عشق يعني سوختنها از درون،
عشق يعني سوختن تا ساختن*عشق يعني دل تراشيدن ز گل ،


عشق يعني گم شدن در باغ دل  *عشق يعني عقل و دين را باختن

عشق يعني مي پرستم من تو را، عشق يعني تک درختي در کوير ،

عشق يعني بگذري از هفت خان عشق يعني دل سپردن تا ابد

+نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت1:11توسط مصطفی | |

اي   نسيم   سحر  ارامگه  يار کجاست                  منزل آن مهً عاشق کش عيار کجاست

بچهههههههههههههههه هاسلام این ادرس وبلاگ عزیزتزین کسم وبهترینم همونی که به خاطرش این وبلاگ درست کردمhttp://www.eskele-cheshat.blogfa.com/

+نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت15:23توسط مصطفی | |

دوست دارم شبی را با غمت سر کنم ..... دفتری از اشک چشمهایم تر کنم .... نام آن دفتر کنم دیوان عشق ..... عشق را عنوان آن دفتر کنم

+نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت14:13توسط مصطفی | |